ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
316
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
فرونگذارند تا از هر جهت رضايت خاطرش تأمين باشد و خود و اسبانش دچار هيچ نقص و كاستى نگردند تا او بتواند در كمال آسايش و فارغ از هر بيم و انديشه راه خود را به پايان ببرد . » ( جاى مهر حاكم ) . دولت با هيأتهاى سفارت و نمايندگيها يك نفر مهماندار همراه مىكند ، كه معمولا صاحب منصب عالىرتبهاى است و وظيفه دارد جا براى مسافران فراهم آورد و همهگونه وسايل آسايش برايشان تهيه كند . همراهى مهماندار تضمين كاملى است بر اينكه به اندازهء كافى از مهمانها حفاظت مىشود اما به دليل هدايائى كه حتما بايد داد و به علت تقلباتى كه وى حق خود مىداند ، سخت گران تمام مىشود و چون على الدوام دوستى و يگانگى خود را عرضه مىدارد ، مزاحم است و به سبب باجگيريهاى وى در طول راه از رعايا بخصوص باعث نفرت و دلآزردگى اروپائيان مىگردد . اگر بشود بايد از همراهى مهماندار اجتناب كرد ، اما در مسافرتهاى رسمى هر نوع اعتراضى در اين زمينه به جائى نمىرسد . چون اسب در چاپارخانهها به اندازهء كافى نيست چاپارها و پيكهاى پست نمىتوانند با همراهان زياد حركت كنند ولى از لخت كردن پيكها هم هيچ موردى ديده و شنيده نشده است ، زيرا مطابق با قوانين موضوعه پيكها تنها مىتوانند نامهها و نوشتهها را حمل كنند و به هيچ وجه حق ندارند اشياء قيمتى با خود داشته باشند ؛ فقط يكبار در مدت اقامت من در ايران يك پيك پست را لخت كردند . به همراه اين پيك پسر سفير فرانسه موسوم به بارون پيشون « 18 » سفر مىكرد و با اطمينان به اينكه پيك كاملا از وى حفاظت مىكند بر خلاف دستورى كه به او داده شده بود دو هزار تومان پول و اشياء قيمتى با خود برداشته بود . پليس ردپاى راهزنان را گرفت و قيمت اموال مسروقه به صورت كامل به بارون پيشون مسترد شد ، اما نسبت به بقيهء سرقت ديگر دنبال مطلب را نگرفتند . هرچند در تمام ولايات پيكهاى دولتى در آمد و شدند و نامههاى خصوصى افراد را نيز به مقصد مىرسانند باز چون كار رساندن نامهها بسيار مغشوش و بىترتيب است در اغلب موارد گسيل پيكهاى خصوصى مرجح است ، چه اينها اغلب فواصل را با سرعتى باورنكردنى طى مىكنند . نامههاى مهم را به پيكهاى دولتى نمىسپارند آن هم به اين سبب كه بيم دارند اين نامهها توسط مقامات دولتى باز و تفتيش و ضبط شود . اروپائيها نيز مانند ايرانيها بيشتر ميل دارند از پيكهاى قابل اعتماد كه سفارتخانهها مزد آنان را مىپردازند و با كمال ميل در اختيار مردم نيز قرار دارند ، استفاده كنند . كيفر راهزنى اعدام است . مجرمين را يا سر مىبرند و يا دم توپ مىگذارند و اعضاى قطعهقطعه شدهء آنان را به عنوان عبرت بر دروازهء شهر مىآويزند . خانها و رؤساى عشاير را كه به اين جرم محكوم باشند در زندان انبار در تهران نگاه مىدارند تا در آنجا از پاى درآيند . تقريبا هر حاكمى به محض احراز مقام حكومت چند تن از اشخاصى را
--> ( 18 ) . Baron Pichon